من، خودم و محیا!
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تیر1392 ساعت 13:20 توسط  محیا |

صبح که از خواب بیدار شدم، ریتم یه آهنگی رو میشنیدم توی ذهنم، اینجوری:

دین دیری دین دین، دین دین دین!

فقط از شعرش یادم میومد "ای که...،  بی تو...!"

با تلاش فراوان پیداش کردم! آهنگ کویر دل از مرجان. یادم نمیاد آخرین بار این آهنگ رو کِی و کجا شنیدم، اما خیلی کم شنیده بودمش. (حتی اولین بار هم یادم نمیاد) نمیدونم مغزم چه جوری این رو بایگانی کرده که صبح یهو مغزم رفته سراغ این! زیاد هم بی ارتباط نبود! با تشکر از مغز عزیز، این آهنگ رو امروز تا الان به دفعات گوش کردم!

مخصوصاً قسمت تکرار شونده ش رو خیلی دوست دارم...

ای که به شبهام صبح سپیدی
بی تو کویری بی شامم من،
ای که به رنجام رنگ امیدی
بی تو اسیری در دامم من

با تو به هر غم سنگ صبورم
بی تو شکسته تاج غرورم
با تو یه چشمه، چشمه ی روشن
بی تو یه جاده م که سوت و کورم

ای که به شبهام صبح سپیدی
بی تو کویری بی شامم من،
ای که به رنجام رنگ امیدی
بی تو اسیری در دامم من

لینک آهنگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر